تارهای بافت پیوندی

بافت شناسی نظری > بافت پیوندی > اجزاء بافت پیوندی > تارهای بافت پیوندی

سه نوع تار در بافت پیوندی یافت می­شود: 1) تارهای کلاژن، 2) تارهای شبکه­‌ای یا رتیکولار و 3) تارهای ارتجاعی یا الاستیک

تار کلاژن

تارهای کلاژن بیش از دیگر تارها در بافت پیوندی وجود دارند. در واقع یک چهارم همۀ پروتئین­‌های بدن کلاژن است. فراوانی کلاژن واقعیت دیگری است که اهمیت بافت پیوندی در بدن را نشان می­دهد. “کلا” به یونانی به معنی چسب است و از همین نام می­توان به نقش و وظیفۀ این تار در بدن پی برد. این تارهای ساختمان اصلی بافت پیوندی را تشکیل می­دهند و قوام، سختی، و مقاومت بافت در مقابل کشش را تأمین می­کنند. مقاومت کلاژن در مقابل کشش از فولاد بیشتر است[1]. توجه به این که اسکار زخمها از کلاژن تشکیل شده است، می­تواند به ما کمک کند تا تصوری از قوام و چگونگی عمل کلاژن داشته باشیم.

ساختار کلاژن

تار کلاژن یک تار بلند است با قطری در حد 1 تا 10 میکرون. یک تار کلاژن از چندین فیبریل به قطر 2دهم تا نیم میکرون و یک فیبریل از چند میکروفیبریل تشکیل شده. میکروفیبریل، خود از تارهای سه­‌قلوی تروپوکلاژن تشکیل شده که به صورت مارپیچ دور هم پیچیده­اند.

طول هر ملکول تروپوکلاژن در حیوانات 300 نانومتر است، و این در حالی است که امکان طولانی­تر یا کوتاه­تر بودنِ این ملکول از نظر شیمیایی وجود دارد. این ملکول­ها بدون دخالت هیچ اندامک سلولی و بدون صرف انرژی خود به خود به هم می­پیوندند [2] و نهایتاً ملکول کلاژن از به هم پیوستنِ این ملکول­ها از طول و عرض، رشتۀ کلاژن به وجود می­آید. آزمایشات تجربی نشان داده است که اگر طول تروپوکلاژن به عنوان واحد تشکیل دهندۀ کلاژن، بیشتر یا کمتر از 300 نانومتر باشد، قدرت و سختی و مقاومت کلاژن کمتر از حالتی است که در بدن حیوانات به طور طبیعی وجود دارد. [3]

فیبروبلاست، ملکول­‌های پروتوکلاژن را ترشح می­کند؛ این ملکول خارج از سلول و در فضای بین سلولیِ بافت پیوندی، تبدیل به تروپوکلاژن می­شود. این تروپوکلاژن­ها خود به خود به هم وصل می­شوند و به تارهای کلاژن تبدیل می­شوند.

New Picture

شکل: ساختار کلاژن

تفاوت­های جزئی در تروپوکلاژن­ها و شکل قرار گرفتن میکروفیبریل­ها و فیبریل­ها در کنار هم موجب می­شود که انواع مختلفی از کلاژن در بدن موجودات زنده وجود داشته باشد. تا کنون بیش از 25 نوع تار کلاژن کشف شده است[4]. اما مهمترین آنها انواع زیر هستند:

کلاژن نوع یک (I): فراوانترین و مشهورترین کلاژن است. این نوع کلاژن همان کلاژنی است که در درمِ پوست، تاندون، و فاسیاها دیده می­شود و زیر میکروسکوپ در بافتهایی که به طریق معمول هماتوکسیلین ائوزین رنگامیزی شده­اند به رنگ صورتی دیده می­شود. این کلاژن بدون رنگامیزی، سفید رنگ است. بنا بر این، بافتهایی مثل تاندون (زردپی)، لیگامان (رباط) و سفیدی چشم ( اسکلرا؛ صُلَبیّه) که سرشار از کلاژن نوع 1 هستند، سفید رنگ به نظر می­رسند اما همانطور که گفته شد پس از رنگامیزی و زیر میکروسکوپ به رنگ صورتی دیده می­شوند. این رنگ صورتی برای تشخیص کلاژن و تعیین محل بافت پیوندی راهنمای بسیار مناسبی برای بافت شناس و پاتولوژیست است.

کلاژن نوع دو (II): کلاژنی است که موجب قوام و سفتیِ غضروف است.

کلاژن نوع سه (III): کلاژنی است که تارهای شبکه­ای (رتیکولار) از آن تشکیل شده­است. همچنین در غشاء پایه وجود دارد.

کلاژن نوع چهار (IV): کلاژن موجود در “لامینا بازال” و از جمله، لامینا بازالِ حول تارهای عضلات مخطط و صاف است.

کلاژن نوع هفت (VII): کلاژنی است که میان تارهای دیگر پیوند برقرار می­کند و از این نظر اهمیت فراوانی دارد.

تار شبکه­‌ای (رتیکولار)

بافت اندامهایی مانند کبد و طحال و غدد لنفاوی عمدتاً از سلول تشکیل شده­اند و برای آن که این سلول­ها بتوانند در کنار هم استقرار یابند، شبکه­ای از تارهای بسیار نازک در این بافت­ها وجود دارند که از کلاژن نوع 3 تشکیل شده­اند. این تارها در رنگامیزی معمولی هماتوکسیلین ائوزین رنگ به خود نمی­گیرند و قابل مشاهده نیستند.

غیر از تارهای رتیکولار، کلاژن­های موجود در غضروف، استخوان و غشاء پایه و برخی دیگر از بافتها در رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین قابل مشاهده نیستند و برای دیدن آنها باید از شیوه­های دیگر رنگامیزی استفاده کرد.

تار الاستیک

اگر پوست پشت دست خود را با دو انگشت بگیرید و بکشید، خواهید دید که پوست دستتان به سرعت به جای خود بر می­گردد و به حالت اول خود در می­آید. این بازگشت را می­توان به عمل رشته­های الاستیک نسبت داد. تارهای الاستیک در اثر بالا رفتن سن و تابش آفتاب، حالت کشسانی خود را از دست می­دهد. اگر پوست پشت دست فرد سالخورده­ای را بکشید و بازگشت آن را به حالت اول با پوست دست یک نوجوان مقایسه کنید این اثر را خواهید دید.

دیوارۀ شریان­ها و غضروف گوش نیز حاوی تارهای الاستیک هستند که فقط با رنگامیزی اختصاصی قابل مشاهده هستند.

 پانوشت:

[1] Lodish H, Berk A, Zipursky SL, et al. Molecular Cell Biology. 4th edition. New York: W. H. Freeman; 2000. Section 22.3, Collagen: The Fibrous Proteins of the Matrix. Available from:http://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/NBK21582/ -Aban,1391

 [2]   Kotch FWRaines RT. (2006) Self-assembly of synthetic collagen triple helices. Proceedings of the National Academy of Sciences 28;103(9):3028-33.

دسترس در بهمن 1391    http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/16488977

[3] Buehler MJ. (2006) Nature designs tough collagen: explaining the nanostructure of collagen fibrils. Proc. Natl. Acad. Sci. USA 103:12285–90

دسترس در بهمن 1391 در  http://www.pnas.org/content/103/33/12285.short

 [4]  http://en.wikipedia.org/wiki/Collagen

**********************************************************************************************************

 بافت شناسی نظری > بافت پیوندی > اجزاء بافت پیوندی > تارهای بافت پیوندی


Comments

تارهای بافت پیوندی — 4 دیدگاه

    • من خودم این کار را تا به حال انجام نداده ام اما دوستانی دارم که مشغول این کار هستند. به چه منظور میخواهید کلاژن درست کنید؟ برای مصارف طبی؟ یا موارد دیگر؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.